الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
484
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
و اضافه كرده است از اجازهء شيخ محمد بن جابر بن عباس نجفى به سيد امير مرتضى سروى به دست مىآيد كه سيّد امير فيض اللّه مترجم حاضر از خود شيخ حسن بدون واسطه فرزندش شيخ محمد و يا شخص ديگرى روايت داشته است و همچنين از پايان مقدمهء كتاب حجة الاسلام فى شرح تهذيب الاحكام فاضل قمى و همچنين از اجازهء ملا حاج حسين نيشابورى به ملا نوروز على تبريزى استفاده مىشود كه مير فيض اللّه گاهى از خود شيخ حسن بلاواسطه و گاهى به توسط فرزندش شيخ محمد از وى روايت مىكرده است . شرح مختلف علامه را كه به خط شاگردش امير شرف الدّين على شولستانى ياد شده بود در استرآباد ديدم اين شرح به نام منهاج الشريعة فى بيان المسائل المذكورة فى مختلف الشيعة خوانده شده و كتابى بس ارزنده و سراسر تحقيقات است و از ظاهر آن پيداست كه به انجام نرسيده است . و از آثار او ، رساله الاربعين حديثا است و من آن را به خط شريفش كه خط متوسطى بوده ديدهام ؛ تاريخ تأليف آن 1013 ه . ق و مشتمل بر اقوال و اخبارى بوده كه در نكوهش از مخالفان اهل حق رسيده و آنها را از كتب اربعة كافى ، من لا يحضر ، تهذيب ، استبصار و ديگر كتابها كه در اختيار است استفاده نموده است . ملا حاج حسين نيشابورى شاگرد امير شرف الدّين شولستانى يادشده ، در اجازهاى كه به ملا نوروز على تبريزى داده به مناسبت يادآورى از مترجم حاضر مىنويسد : سيد سند فاضل و محقق عابد زاهد تقى نقى تيزراى امير فيض اللّه بن سيد بزرگوار فاضل امير عبد القاهر حسينى تفرشى ( رفع اللّه مكانه فى جنته و جمع بينه و بين ائمته ) از شيخ بزرگوار سعادتمند شيخ حسن بن شيخ زين الدّين از شيخ حسين بن عبد الصمد از شهيد ثانى پدر شيخ حسن يادشده و صاحب معالم و نيز امير فيض اللّه از سيد بزرگوار سيد ابو الحسن على بن حسين عاملى پدر صاحب مدارك ( رض ) از شهيد ثانى روايت مىكرده است . مؤلف گويد : در كلام صاحب اجازه اشكال است زيرا هرگاه به ظاهر كلام وى اكتفا نمائيم دو اشكال وجود دارد . اول : آنكه امير فيض اللّه از صاحب مدارك از شهيد ثانى روايت كرده است و حال آنكه بنا بر آنچه در احوال وى خواهد آمد صاحب